تدبرلغتنامه دهخداتدبر. [ ت َ دَب ْ ب ُ ] (ع مص ) به اندیشه از پی کاری فراشدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). بیندیشیدن . (دهار). پس کار اندیش
تدبرفرهنگ مترادف و متضاد۱. ژرفبینی، ژرفنگری ۲. اندیشه، تامل، تعقل، تعمق، تفکر ۳. چارهاندیشی، ژرفاندیشی
تبربسلغتنامه دهخداتبربس . [ ت َ ب َ ب ُ ] (ع مص ) رفتن برفتار سگ . || سبک رفتن . || با شتاب رفتن . (از قطر المحیط) (از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء).
تبرا کردنلغتنامه دهخداتبرا کردن . [ ت َ ب َرْ را ک َ دَ ] (مص مرکب ) بیزاری کردن و دوری کردن . (ناظم الاطباء). تبرا نمودن . رجوع به تبرا و دیگر ترکیب های آن شود.
تبر اخشیدیلغتنامه دهخداتبر اخشیدی . [ ت ِ اِ ] (اِخ ) یکی از امراء متنفذ سلسله ٔ اِخشیدان که در زمان «کافور» بوده است ، با ممالیک کافوری مقابله کرد و مغلوب شد و گریخت و بعد گرفتار شد
تبر ماندهلغتنامه دهخداتبر مانده . [ ] (اِخ ) (قلعه ٔ ...) بنا به نقل خواندمیر از قلاع حوالی دهلی : در سنه ٔ 637 هَ . ق . ... سلطان رضیه ... عنان یکران بصوب دهلی انعطاف داده ... روز چ
تبرلغتنامه دهخداتبر. [ ] (اِخ ) (قلعه ٔ...) حمداﷲ مستوفی آرد: قلعه ٔ تبر بر سه فرسنگی شیراز است بطرف جنوب مایل بمشرق ، بر کوهی است که با هیچ کوه پیوسته نیست و بر آنجا چشمه ٔ مخ
لَا يَتَدَبَّرُونَفرهنگ واژگان قرآنتدبّر نمی کنید - نمی اندیشید - مو به مو مورد بررسی قرار نمی دهید(کلمه تدبر که فعل يتدبرون مشتق از آن است به معناي اين است که چيزي را بعد از چيز ديگر بگيريم و در
لَمْ يَدَّبَّرُواْفرهنگ واژگان قرآنتدبّر نكرده ونمی کنند -نيانديشيده و نمی اندیشند - مو به مو مورد بررسی قرارنداده و نمی دهند(در اصل يتدبرو بوده كه تا به دال تبديل شده است از مصدر تدبر به معناي
يَدَّبَّرُواْفرهنگ واژگان قرآنتا تدبّر کنند (تدبر يعني اين که چيزي را بعد از چيز ديگر بگيريم و در مورد آيات شريفه ي قرآن کريم به معناي تامل در يک آيه بعد از آيهاي ديگر و يا تامل و دقتي ديگ