تخوینلغتنامه دهخداتخوین . [ ت َخ ْ ] (ع مص ) خائن خواندن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). به خیانت منسوب کردن کسی را. || کم و اندک کردن چیزی را. || تیمار داشتن کسی را. (منتهی الا
تخمیناًلغتنامه دهخداتخمیناً. [ ت َ نَن ْ ] (ع ق ) بطور حدس و گمان . نقیض یقیناً. (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام ). کمابیش . بیش و کم . نزدیک . رجوع به تخمین شود.
مخونلغتنامه دهخدامخون . [ م ُ خ َوْ وِ ] (ع ص ) به خیانت منسوب کننده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). متهم کننده کسی را به خیانت . (ناظم الاطباء). || کم و اندک
تخمیناًلغتنامه دهخداتخمیناً. [ ت َ نَن ْ ] (ع ق ) بطور حدس و گمان . نقیض یقیناً. (ناظم الاطباء) (فرهنگ نظام ). کمابیش . بیش و کم . نزدیک . رجوع به تخمین شود.