تَخَوُّفٍفرهنگ واژگان قرآنجاي گيري ترس در دل (در آيه منظورعذابي است که با سابقه ترس فرا رسد ، و قبلا نشانههايش برسد)
تخویففرهنگ مترادف و متضاد۱. ارعاب، انذار، ترعیب، تهدید، وعید ۲. بیم دادن، ترساندن، متوحش کردن، هراساندن
طخوملغتنامه دهخداطخوم . [ طُ ] (ع اِ) حد فاصل میان دوزمین . (منتهی الارب ) (آنندراج ). سرحد. مرادف تخوم .
تخوطلغتنامه دهخداتخوط. [ ت َ خ َوْ وُ ](ع مص ) آمدن کسی را وقتی بعد وقتی . (منتهی الارب ). آمدن وقتی بعد وقتی مر کسی را. (ناظم الاطباء). آمدن وقتی بعد وقتی . (آنندراج ) (اقرب ال
تخوضلغتنامه دهخداتخوض . [ ت َ خ َوْ وُ ] (ع مص ) به تکلف خوض کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (اقرب الموارد) (المنجد).
تخوارلغتنامه دهخداتخوار. [ ت ُ خوا / خا ] (اِخ ) پادشاه دهستان در عهد کیخسرو. (فهرست ولف ). نام پادشاه دهستان است که از مبارزان لشکر کیخسرو بود. (برهان ) (ناظم الاطباء). نام پادش