تخمین زدنلغتنامه دهخداتخمین زدن . [ ت َ زَ دَ ] (مص مرکب ) برآورد کردن .دید زدن در اندازه . رجوع به تخمین و تخمیناً شود.
تخمینفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال برآورد، تقریب، تعیین، نظر ارزیابی، ارزشیابی، محاسبه، تقویم، ارزشگذاری، سنجش، اندازهگیری قیاس، فرض، گمان، حدس ملاحظه، مقایسه برداشت، جمع
estimateدیکشنری انگلیسی به فارسیتخمین زدن، تخمین، ارزیابی، براورد، دیدزنی، اعتبار، تقویم، قیمت، سنجیدن، بر اورد کردن
دید زدنفرهنگ انتشارات معین(زَ دَ) (مص م .) (عا.) 1 - تخمین زدن قیمت چیزی ، برآورد کردن حاصل زراعت . 2 - چشم چرانی .