تخطی کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. تجاوز کردن، تعدی کردن، تخلف کردن، عدول کردن ۲. تمرد کردن، سرپیچی کردن
تخطیدیکشنری فارسی به انگلیسیcontravention, encroachment, flout, offense, transgression, violation, wrongdoing
سرپیچی کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. تخطی کردن ۲. تمرد کردن، طغیان کردن، عصیان ورزیدن، سرکشی کردن ۳. نافرمانی کردن، تمکین ن کردن
تعدی کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. ستم کردن، ظلم کردن ≠ دادگری کردن ۲. تجاوز کردن، تخطی کردن ۳. تعرض کردن، درازدستی کردن