تخصصلغتنامه دهخداتخصص . [ ت َ خ َص ْص ُ ] (ع مص ) خاص گردیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (المنجد). || یگانه شدن به چیزی . (اقرب الموارد) (المنجد). || (اصطلاح علم
تخصص یافتنلغتنامه دهخداتخصص یافتن . [ ت َ خ َص ْ ص ُ ت َ ] (مص مرکب ) کاردان و ماهر شدن در کاری یا دانش و یا هنری . رجوع به متخصص شود.
تخصص یافتنلغتنامه دهخداتخصص یافتن . [ ت َ خ َص ْ ص ُ ت َ ] (مص مرکب ) کاردان و ماهر شدن در کاری یا دانش و یا هنری . رجوع به متخصص شود.