تخبیللغتنامه دهخداتخبیل . [ ت َ ] (ع مص ) دیوانه گردانیدن حزن کسی را. (منتهی الارب ). دیوانه گردانیدن اندوه کسی را. (از ناظم الاطباء) (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد). || تباه خ
تخیلیفرهنگ مترادف و متضاد۱. خیالی، ذهنی، غیرواقعی، موهوم ≠ حقیقی، واقعی ۲. پندارآمیز، پندارگونه ۳. خیالپردازانه
تباه خرد گردانیدنلغتنامه دهخداتباه خرد گردانیدن . [ ت َ خ ِ رَ گ َ دَ ] (مص مرکب ) دیوانه گردانیدن کسی را: تخبیل ؛ تباه خرد گردانیدن . اختبال . (تاج المصادر بیهقی ).
اختباللغتنامه دهخدااختبال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) ثابت نماندن در جائی که پای نهاده است . || اختبال حزن کسی را؛ دیوانه کردن اندوه او را. تباه شدن خرد از اندوه . گم کردن خرد. (زوزنی ).