25 فرهنگ

5631 مدخل


تحمیل

tahmil

۱. کاری به‌زور بر عهدۀ کسی گذاشتن.
۲. پیغام.

تکلیف، نامیلخواهی، گردنباری، مجبورسازی، واداشتگی

enforcement, exaction, imposition, intrusion, obtrusion, strain, tax, trespass