تحلیل همآنتروپیisentropic analysisواژههای مصوب فرهنگستانتحلیل فرایندهای جوّی بر پایۀ موقعیت و پیکربندی سطوح مختلف همآنتروپی و توزیع فرایندهای جوّی و حرکت روی همان سطوح
همه با هم استعفانامه خود را تحویل دادند (استعفا کردند)دیکشنری فارسی به عربیقَدَّموا اِسْتِقالاتِهِمْ بالإجماعِ
تحلیللغتنامه دهخداتحلیل . [ ت ِ ] (ع اِ) ج ، تحالیل . سوراخ نره و سوراخ پستان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). احلیل به ابدال . (قطر المحیط).
تحلیللغتنامه دهخداتحلیل . [ ت َ ] (ع مص ) بسی به جای فروآمدن . (تاج المصادر بیهقی ). فرودآمدن در جایی . (زوزنی ). تحلیل به مکانی ؛ فرودآوردن به جایی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطبا
تحلیلفرهنگ مترادف و متضاد۱. تجزیه ۲. تضعیف، گدازش، محوسازی ۳. حل کردن، گشودن، ۴. هضم کردن ۵. حلیت، روایی ۶. حلال سازی ۷. حلال شمردن، روا داشتن ≠ تحریم
جذبلغتنامه دهخداجذب . [ج َ ] (ع مص ) کشیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ضد دفع. مقابل دفع. (از اقرب الموارد). کشیدن بسوی خود. (ناظم الاطباء). د
تحلیل همآنتروپیisentropic analysisواژههای مصوب فرهنگستانتحلیل فرایندهای جوّی بر پایۀ موقعیت و پیکربندی سطوح مختلف همآنتروپی و توزیع فرایندهای جوّی و حرکت روی همان سطوح
تحلیل تأثیر متقابلcross impact analysisواژههای مصوب فرهنگستانتحلیل احتمال وقوع رویدادها یا روندها و میزان تأثیر آنها بر هم
بررسی پس از کنشafter action review/after-action reviewواژههای مصوب فرهنگستاننوعی تحلیل هدایتشده از عملکرد یک سازمان که در زمانهای مناسب، هم در هنگام رویداد آموزشی یا عملیاتی و هم، در پایان آن و برای بهبود عملکردهای بعدی، انجام میشود
تحلیللغتنامه دهخداتحلیل . [ ت َ ] (ع مص ) بسی به جای فروآمدن . (تاج المصادر بیهقی ). فرودآمدن در جایی . (زوزنی ). تحلیل به مکانی ؛ فرودآوردن به جایی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطبا