۱. حل کردن.
۲. گشودن.
۳. حل کردن غذا در معده.
۴. [قدیمی] حلال کردن؛ روا شمردن.
گوارش، موشکافی، کاوش، کندوکاو، ریشه یابی، واکاو
۱. تجزیه
۲. تضعیف، گدازش، محوسازی
۳. حل کردن، گشودن،
۴. هضم کردن
۵. حلیت، روایی
۶. حلال سازی
۷. حلال شمردن، روا داشتن ≠ تحریم
analysis