تحقیقیلغتنامه دهخداتحقیقی . [ ت َ ] (ص نسبی ) حتمی و یقینی و بدون شبهه . (ناظم الاطباء). و رجوع به تحققی شود.
تحقیقاًلغتنامه دهخداتحقیقاً. [ ت َ قَن ْ ] (ع ق ) بطور راستی و حقیقت و یقیناً و بدون شبهه . (ناظم الاطباء).
تحقیق کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. پژوهش کردن، پژوهیدن، تتبع کردن، تفحص کردن، کندوکاو کردن ۲. بررسی کردن، مطالعه کردن
تحقیقتحقیقفرهنگ مترادف و متضاد۱. بررسی، پژوهش، تتبع، تفحص، کندوکاو، مطالعه، ۲. استفسار، استنطاق، رسیدگی، غوررسی، ۳. کاوش، وارسی، رسیدگی ۴. بررسی کردن، پژوهیدن، پژوهش کردن
پژوهش کنشی مشارکتیparticipatory action research, PAR 1واژههای مصوب فرهنگستانروشی تحقیقی که بر مشارکت فعالان برای بهبود عملکرد و یافتن پاسخهای مناسب برای حل مشکل در فرایند تحقیق متکی است
تبییننامة خطمشیpolicy paperواژههای مصوب فرهنگستاننوشتة تحقیقی موجزی در موضوعی خاص که توصیههای روشنی در اختیار خطمشیگذاران/ سیاستگذاران قرار میدهد متـ . تبییننامة سیاست
Scholasticدیکشنری انگلیسی به فارسیاسکولاستیک، پیرو روش تحقیقی قرون وسطی، مدرسه ای، اموزشگاهی، استادانه، دقیق، مدرسهیی