25 فرهنگ

4835 مدخل


تحقیر

tahqir

حقیر شمردن؛ کوچک کردن؛ خوار داشتن.

خوارداشت، کوچک شماری، خوارساز

۱. استحقار، استخفاف، اهانت، توهین، خفت، خوارداشت، خواری، سرشکستگی، کوچکشماری، وهن
۲. خردانگاشتن، خوار داشتن، خوار کردن

abasement, affront, belittlement, contempt, contemptuousness, debasement, depreciation, disdain, disesteem, humiliation, indignity, revilement, slur, snub