حقیر شمردن؛ کوچک کردن؛ خوار داشتن.
خوارداشت، کوچک شماری، خوارساز
۱. استحقار، استخفاف، اهانت، توهین، خفت، خوارداشت، خواری، سرشکستگی، کوچکشماری، وهن
۲. خردانگاشتن، خوار داشتن، خوار کردن
abasement, affront, belittlement, contempt, contemptuousness, debasement, depreciation, disdain, disesteem, humiliation, indignity, revilement, slur, snub