تحقيقدیکشنری عربی به فارسیواقعيت دادن , بصورت مسلم دراوردن , استنطاق , بازجويي , رسيدگي , جستار , تحقيق , خبر گيري , پرسش , سلوال , استعلا م
تحقیقلغتنامه دهخداتحقیق . [ ت َ ] (ع مص ) حقیقت کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). || درست کردن . (دهار).درست و راست کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || رسیدگی
تحقیقفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. پژوهش.۲. (اسم) جزوه، دفتر و مانند اینها که چگونگی و مراحل انجام و نتیجه پژوهش در آن نوشته میشود.۳. بازجویی کردن؛ کسب اطلاع کردن.۴. [قدیمی] راستی؛ درستی.۵.
أحالَ قَضية إلي لَجنَة التَّحْقيقِدیکشنری عربی به فارسی… را (جهت بررسي) به کميسيون ارجاع داد (واگذار کرد) , مسأله…کميسيون تحقيق ارجاع داد