25 فرهنگ

2609 مدخل


تحقق

tahaqqoq

حقیقت پیدا کردن؛ به حقیقت پیوستن؛ راست‌ودرست شدن.

۱. اجرا، انجام، کمالیابی، واقعیتیابی، هستیپذیری، شکلگیری، شکلپذیری
۲. حقیقت، راستی، واقعیت
۳. بهحقیقت پیوستن
۴. محقق شدن

achievement, accomplishment, assurance, certainty, circumstantiation, fulfilment, fullfillment, incontestability, materialization, realization, substantiation, sureness