حقیقت پیدا کردن؛ به حقیقت پیوستن؛ راستودرست شدن.
۱. اجرا، انجام، کمالیابی، واقعیتیابی، هستیپذیری، شکلگیری، شکلپذیری
۲. حقیقت، راستی، واقعیت
۳. بهحقیقت پیوستن
۴. محقق شدن
achievement, accomplishment, assurance, certainty, circumstantiation, fulfilment, fullfillment, incontestability, materialization, realization, substantiation, sureness