تحفةلغتنامه دهخداتحفة. [ ت ُ ف َ/ ت ُ ح َ ف َ ] (ع اِ) ج ، تُحَف . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (قطر المحیط). ج ، تحائف . (قطر المحیط). هدیه و ارمغان . (منتهی الارب ) (ناظم الا
طهفةلغتنامه دهخداطهفة. [ طَ ف َ ] (اِخ ) ابن ابی زهیر النهدی . صحابی است . (منتهی الارب ). این اسم در کتاب الاصابه بدین صورت آمده : طهیةبن زهیر النهدی ، و در عقد الفرید بدین صور
طهفةلغتنامه دهخداطهفة. [ طَ ف َ ] (ع اِ) صلیان بلند و دراز. || سراآن ، و آن گیاهی است که در تابستان روید و بفارسی آن را زبوده نامند. || (ص )زبدةٌ طهفةٌ؛ مسکه ٔ تنک . (منتهی الار
تحفهفرهنگ مترادف و متضاد۱. ارمغان، پیشکش، رهاورد، سوغات، کادو، هدیه ۲. طرفه، کمیاب، نادر، نفیس ۳. بدیع، تازه، نو
تحفهفرهنگ انتشارات معین(تُ فِ) [ ع .تحفة ] (اِ.) 1 - هدیه ، ارمغان . 2 - کمیاب ، گران ب ها. ج . تحف .
تحفهفرهنگ انتشارات معین(تُ فِ) [ ع .تحفة ] (اِ.) 1 - هدیه ، ارمغان . 2 - کمیاب ، گران ب ها. ج . تحف .