25 فرهنگ

1064 مدخل


تحرک

taharrok

حرکت کردن؛ جنبیدن؛ جنبش داشتن.

جنبش

۱. تکان، جنبوجوش، جنبش، حرکت
۲. پویایی
۳. جنبیدن، به حرکتآمدن
۴. دنیامیسم
۵. بهحرکت درآوردن ≠ آرامش، تحجر، سکون

ambulation, soul