تحریرفرهنگ مترادف و متضاد۱. انشا، ترقیم، تصنیف، کتابت، نگارش، ۲. نبشتن، نگاشتن، نوشتن ۳. آزادسازی ۴. آزاد کردن، ۵. تهذیب، سرهسازی ۶. ترجیع، غلت آواز ≠ تقریر
تحریرفرهنگ انتشارات معین(تَ) [ ع . ] 1 - (مص م .) نوشتن . 2 - آزاد کردن بنده . 3 - خالص کردن . 4 - (اِمص .) کشش صدا هنگام آواز.
تحریرفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. نوشتن.۲. (اسم) نوشته.۳. (موسیقی) کش دادن صوت هنگام آوازخوانی؛ چهچهه.۴. [قدیمی] آزاد ساختن بنده.۵. [قدیمی] آزاد کردن.
تحریراًلغتنامه دهخداتحریراً. [ ت َ رَن ْ ] (ع ق ) وقت تحریر و هنگام تحریر. (ناظم الاطباء). نوع نوشتنی .