25 فرهنگ

3350 مدخل


تحدید

tahdid

۱. حد و کرانۀ چیزی را پیدا ‌کردن؛ حد‌و‌اندازه قرار دادن؛ حد‌واندازه معیّن کردن برای چیزی.
۲. حدود زمینی را معیّن کردن.

۱. افراز، کرانبندی، محدود، محصور، مفروز
۲. تعیینحدود کردن،
۳. تیز کردن