تحدبلغتنامه دهخداتحدب . [ ت َ ح َدْ دُ ] (ع مص ) برآمدن پشت و فرورفتن سینه و شکم . (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). گوژپشتی و برآمدگی . (ناظم الاطباء). گوژپشت شدن . کوزی . ||
تحبکرلغتنامه دهخداتحبکر. [ ت َ ح َ ک ُ ] (ع مص ) سرگشته گردیدن . (منتهی الارب ) (قطر المحیط). در زمین و راه سرگردان شدن . (اقرب الموارد).
تجدبلغتنامه دهخداتجدب . [ ت َ ج َدْ دُ ] (ع مص )ناگوار شمردن چیزی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).عیب ناک داشتن چیزی را. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). || نرسیدن باران زمی
تحضبلغتنامه دهخداتحضب . [ ت َ ح َض ْ ض ُ ] (ع مص ) گرفتن راه سنگ ناک دشوارگذار که نزدیک بود. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (قطر المحیط).
هنگ کوژیmodulus of convexityواژههای مصوب فرهنگستانکمیتی برای سنجش تحدب کرۀ یکۀ فضای بُرداری هنجیده متـ . هنگ تحدب
دیوپتریفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهواحد اندازهگیری انکسار نور و تحدب و تقعر عدسی که عکس فاصلۀ کانونی بر حسب متر است.
طاقدیسanticlineواژههای مصوب فرهنگستانچینی که معمولاً به سمت بالا تحدب دارد و سنگهای قدیمیتر در هستۀ آن قرار گرفتهاند
ناودیسsynclineواژههای مصوب فرهنگستانچینی که معمولاً به سمت پایین تحدب دارد و سنگهای جوانتر در هستۀ آن قرار گرفتهاند