تحدبفرهنگ انتشارات معین(تَ حَ دُّ) [ ع . ] (مص ل .) 1 - گوژ شدن . 2 - برجسته بودن . 3 - (اِمص .) برجستگی ، برآمدگی .
هنگ کوژیmodulus of convexityواژههای مصوب فرهنگستانکمیتی برای سنجش تحدب کرۀ یکۀ فضای بُرداری هنجیده متـ . هنگ تحدب
دیوپتریفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهواحد اندازهگیری انکسار نور و تحدب و تقعر عدسی که عکس فاصلۀ کانونی بر حسب متر است.
طاقدیسanticlineواژههای مصوب فرهنگستانچینی که معمولاً به سمت بالا تحدب دارد و سنگهای قدیمیتر در هستۀ آن قرار گرفتهاند
ناودیسsynclineواژههای مصوب فرهنگستانچینی که معمولاً به سمت پایین تحدب دارد و سنگهای جوانتر در هستۀ آن قرار گرفتهاند