2778 مدخل
زیر؛ پایین.
زیر
پایین، دون، ذیل، زیر، سفل، فرود، فروسو ≠ بالا، فراز، فوق
below, beneath, under-, under, underneath
(تَ) [ ع . ] (ق .) زیر، پایین .
تحت . [ ت َ ] (ع مص ) نشستن مردی فرومایه در جایگاهی حقیر. (از قطر المحیط).
زير
أخْضاعٌ
أخْضَعَ
bridle
subdue, subjugate
تحت