تحبیبلغتنامه دهخداتحبیب . [ ت َ ] (ع مص )دوست گردانیدن . (زوزنی ) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). دوست و حبیب گردانیدن کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اق
تهبیبلغتنامه دهخداتهبیب . [ ت َ ] (ع مص ) نیک دریدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
تشبیبفرهنگ انتشارات معین(تَ) [ ع . ] (مص ل .) 1 - یاد جوانی کردن . 2 - آوردن ابیاتی در ذکر عشق و جوانی یا وصف طبیعت در ابتدای قصیده .
ملوسکفرهنگ نامها(تلفظ: malusak) (ملوس + ک/ ak-/ ( پسوند تحبیب)) ، در خطاب به کودک به ویژه دختر بچه برای بیان زیبایی و ظرافت او گفته میشود ، ملوس ؛ (در گفتگو) دارای زیبایی و جذ