تحاوشلغتنامه دهخداتحاوش . [ ت َ وُ ] (ع مص ) تحاوش بر کسی ؛ در میان گرفتن وی . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء)(از آنندراج ) (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط).
تهاوشلغتنامه دهخداتهاوش . [ ت َ وِ ] (ع اِ) ج ِ تهواش . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به تهواش شود.
تهاوشلغتنامه دهخداتهاوش . [ ت َ وُ ] (ع مص ) آمیخته شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
تناؤشلغتنامه دهخداتناؤش . [ ت َ ءُ ] (ع مص ) فراگرفتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تناول چیزی . (از اقرب الموارد). || سپس ماندن و دور شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). وا
تناوشلغتنامه دهخداتناوش . [ ت َ وُ ] (ع مص ) دست ناویدن . || فرا گرفتن چیزی را و باز گردیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || گرفتن . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن عل
تحاشیفرهنگ مترادف و متضاد۱. اجتناب، احتراز، استنکاف، امتناعورزی، امتناع، انکار، پرهیز، خودداری، دوری ۲. امتناع ورزیدن، پرهیز کردن، دوری کردن، امتناع کردن، دوری جستن، خودداری کردن
تناؤشلغتنامه دهخداتناؤش . [ ت َ ءُ ] (ع مص ) فراگرفتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تناول چیزی . (از اقرب الموارد). || سپس ماندن و دور شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). وا
تناوشلغتنامه دهخداتناوش . [ ت َ وُ ] (ع مص ) دست ناویدن . || فرا گرفتن چیزی را و باز گردیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || گرفتن . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن عل