26 فرهنگ

165 مدخل


تجمیش

tajmiš

بازی کردن و عشق ورزیدن با زنان: ◻︎ خامش کنم تا حق کند او را سیه‌روی ابد / من دست در ساقی زنم چون مستم از تجمیش او (مولوی۲: ۱۴۹۹).