25 فرهنگ

911 مدخل


تجمع

tajammo'

جمع شدن؛ گرد آمدن؛ فراهم آمدن.

گردهمای

انجمن کردن، جمعشدن، گرد آمدن ≠ پراکندگی، تفرق

accumulation, agglomeration, aggregation, assembly, confluence