تجلی ذاتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب ذات، جلوۀ ذات، جلالخداوندی، تجلی صفات امامت، ولایت تجلیگاه، کوه طور، غار حرا
مظهرفرهنگ نامها(تلفظ: mazhar) (عربی) نماد ، نشانه ؛ محل تجلی ، تجلیگاه ؛ (در تصوف) شخص دارای ریش انبوه و فراخ و سبلت و چهرهی نافذ .
مظهرفرهنگ مترادف و متضاد۱. تجلیگاه، تماشاگاه، تماشاگه، جلوهگاه، محل ظهور، منظر ۲. تجلی، نمود ۳. نماد، نشانه