26 فرهنگ

1044 مدخل


تجزیه

tajziye

۱. جزء‌جزء کردن چیزی؛ اجزای جسمی را از هم جدا کردن.
۲. (شیمی) جدا کردن اجزای جسمی از یکدیگر تا معلوم شود از چه موادی ترکیب شده؛ آنالیز.
۳. (ادبی) در دستور زبان، جدا کردن کلمات یک جمله و تعیین اینکه هر کلمه از کدام نوع است.

پاره پارگی، موشکافی، بند بند کردن

۱. افراز، تفکیک، جداسازی، مجزاسازی،
۲. انتزاع، انفصال، تحلیل، تفریق، تقسیم
۳. تفکیک کردن، جزءجزء کردن ≠ ترکیب
۴. جزءجزء شدن
۵. آنالیز کردن

decomposition, dismemberment, partition, resolution