تجریشلغتنامه دهخداتجریش . [ ت َ ] (اِخ ) مرکز بخش شمیران شهرستان تهران است که در چهارده هزارگزی شمال تهران قرار دارد. دامنه ای است سردسیر و ده هزار تن سکنه دارد. آب آن از قنات و
تجریدفرهنگ مترادف و متضاد۱. عزلتگزینی، تنهایی ۲. انتزاع، پیرایش، مجردسازی ۳. مجرد ساختن ۴. تنهایی گزیدن، گوشهگیری کردن ۵. برهنه کردن ≠ تعمیم
مجیدآبادلغتنامه دهخدامجیدآباد.[ م َ ] (اِخ ) دهی از بخش تجریش شهرستان تهران که 100 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ، ج 1).
طجرشتلغتنامه دهخداطجرشت . [ طَ رِ ] (اِخ ) تجریش . قصبه ٔ بلوک شمیران به قصران بیرونی به در ری : به دیه طجرشت از جهت خستگی هوا نزول فرمود چه حرارت هوابغایت بود. (راحةالصدور ص 113
سعدآبادلغتنامه دهخداسعدآباد. [ س َ ] (اِخ ) جزء بخش شمیران شهرستان تهران تجریش و دربند و یکی از نقاط خوش آب و هوای کشور است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).
امام زاده صالحلغتنامه دهخداامام زاده صالح . [ اِ دَ / دِ ل ِ ] (اِخ ) امام زاده ای است در بازار تجریش (طهران ). مدفن امام زاده صالح پسر امام موسی کاظم علیه السلام .
امام زاده قاسملغتنامه دهخداامام زاده قاسم .[ اِ دَ / دِ س ِ ] (اِخ ) امام زاده ای است بهمین نام در نزدیکی تجریش . رجوع به امام زاده قاسم (ده ) شود.