تجربیدیکشنری فارسی به انگلیسیa posteriori, empirical, experiential, experimental, practical, tentative
تجربیلغتنامه دهخداتجربی . [ ت َ رِ / رُ ] (ص نسبی ) آزمایشی . منسوب به تجربه . رجوع به تجربه شود. || (اصطلاح فلسفه ) قضایای تجربی ؛ قضایایی است که عقل بجهت احساس متکرر بدان حکم ک
اقتصاد تجربیexperimental economics, field experiment economicsواژههای مصوب فرهنگستانفرایند بهکارگیری تجربیات مشخص در مطالعة چگونگی تاثیرگذاری رفتارهای انسان بر نظریههای اقتصادی