تجددفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان درنیسم، غربزدگی، بدعت، مدرنیته، نوآوری نوزایی، رنسانس، [◄ انقلاب 149]
تجددخواهلغتنامه دهخداتجددخواه . [ ت َ ج َدْ دُ خوا / خا ] (نف مرکب ) مقابل کهنه پرست . که نوی خواهد. که نوطلبی کند. که رسم کهن را زیر پا گذارد. رجوع به تجدد و متجدد شود.
تجددخواهلغتنامه دهخداتجددخواه . [ ت َ ج َدْ دُ خوا / خا ] (نف مرکب ) مقابل کهنه پرست . که نوی خواهد. که نوطلبی کند. که رسم کهن را زیر پا گذارد. رجوع به تجدد و متجدد شود.