تجارتخانهلغتنامه دهخداتجارتخانه . [ ت ِ رَ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) جائیکه در آن عهد داد و ستد متمرکز میگردد. مکانی که بازرگانی در آن صورت میگیرد.
تجارتخانهفرهنگ انتشارات معین( ~. نِ) [ ع - فا. ] (اِمر.) جایی که در آن به کارهای بازرگانی بپردازند و درآمد حاصل کنند.
تجارتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ی، دادوستد، خریدوفروش، بیعوشراء، مبادله، سوداگری، ریسک، سرمایهگذاری، کسب، معامله، قرارداد، انتقال ملک بیع، فروش انگیزه، اشتغال، کارآفرینی،
اردبیللغتنامه دهخدااردبیل . [ اَ دَ / دُ ] (اِخ ) ناحیه ایست واقع در بخش شرقی آذربایجان و آن از بالق چای (ماهی رود) مشروب میشود، مرکز آن شهر اردبیل واقع در 48 درجه و 2 دقیقه طول ش
دجلغتنامه دهخدادج . [ دَج ج ] (ع مص ) چکیدن خانه . (منتهی الارب ). چکه کردن خانه . (ناظم الاطباء). || تجارت کردن . || فروهشتن پرده . (منتهی الارب ).
موضوعلغتنامه دهخداموضوع . [ م َ ] (ع ص ، اِ) مرد زیان زده در تجارت . (منتهی الارب ) (آنندراج ). مرد زیان کرده در تجارت . (ناظم الاطباء). || شتری که بر سر خود بی شبان و راعی چرا ک
ساآرداملغتنامه دهخداساآردام . (اِخ ) یکی از شهرهای هلند است که آن را بزبان هلندی زاآندام نامند. شهری است در 13 هزارگزی نهر زاآن بامناظر زیباو خانه های چوبی سبز رنگ . و تجارت چوب و