تتمیملغتنامه دهخداتتمیم . [ ت َ ] (ع مص ) تتمه . تمام کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (غیاث اللغات ) (آنندراج ). تمام کردن چیزی را و استمرار نمودن بر وی . تمّه ُ و علیه تتمی
تطمیملغتنامه دهخداتطمیم . [ ت َ ] (ع مص ) فرود آمدن مرغ بر شاخ درخت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
ترمیمفرهنگ مترادف و متضاد۱. اصلاح، ۲. جبران، ۳. بازسازی، تعمیر، مرمت ≠ تخریب ۴. اصلاح کردن، مرمت کردن
ترمیم شدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. اصلاحشدن، درست شدن ۲. مرمت شدن، تعمیر شدن، بازسازی شدن ≠ تخریب شدن ۳. بهبود یافتن
ترمیم کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. اصلاح کردن، درست کردن ۲. تعمیر کردن، مرمت کردن، بازسازی کردن ≠ تخریب کردن ۳. بهبود بخشیدن
قزوینیلغتنامه دهخداقزوینی . [ ق َزْ ] (اِخ ) عبدالنبی بن محمدتقی . از عالمان جلیل و از معاصران سیدمهدی بحرالعلوم و مؤلف کتاب تتمیم امل الاَّمل است . (الذریعه ج 3) (ریحانة الادب ج
ناصرحسینلغتنامه دهخداناصرحسین . [ ص ِ ح ُ س َ ] (اِخ ) (سید...) ابن حامدحسین موسوی ، ملقب به شمس العلماء. از علمای امامیه ٔ هندوستان است . او راست : 1- اثبات ردالشمس . 2- تتمیم عتبا
تارمتازلغتنامه دهخداتارمتاز. [ ] (اِخ ) از امرای بزرگ ترک ،معاصر غازان خان : غازان خواست که تتمیم اساس عدلی راکه ممهد فرموده و ارشاد طریقه ٔ اسلام که مدت سلطنت خود را مصروف آن ساخت