تتمیرلغتنامه دهخداتتمیر. [ ت َ ] (ع مص ) بحد خرما رسیدن رطب . (منتهی الارب ) (از قطر المحیط) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). || خشک کردن خرما. (تاج المصادر بیهقی ) (منتهی الارب ) (آنن
تطمیرلغتنامه دهخداتطمیر. [ ت َ ] (ع مص ) نوردیدن و فروهشتن پرده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نوردیدن و درنوشتن چیزی . (از اقرب الموارد) (آنندر
تدمیرفرهنگ مترادف و متضاد۱. تباهسازی، نابودسازی، هلاکت ۲. تباه کردن، نابود ساختن، نیست کردن، هلاک کردن
تعمیرفرهنگ مترادف و متضاد۱. آبادانی، اصلاح، بازسازی، ترمیم، عمارت، مرمت، نوسازی ≠ تخریب ۲. آباد کردن، مرمت کردن، عمارت کردن، ساختن ۳. درست کردن، بازسازی کردن ≠ تخریب
متمرلغتنامه دهخدامتمر. [ م ُ ت َم ْ م ِ ] (ع ص ) رطب که بحد خرما رسد. (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رطب خرما شده . (ناظم الاطباء). رجوع به تتمیر شود. || خرمابن
خرمالغتنامه دهخداخرما. [ خ ُ ] (اِ) میوه ٔ درخت خرمابن . (ناظم الاطباء). تمر. تَمْرة . (دهار). نَخل . (یادداشت بخط مؤلف ) : پس پند پذیرفتم و این شعر بگفتم از من بدل خرما بس باش