تتالغتنامه دهخداتتا. [ ت َ ] (اِخ ) شهرکی است بمصر از جانب فرودین آن و آن را «کورة تمﱡی » و «تتا» گویند. (از معجم البلدان ج 2 ص 366).
تتأنلغتنامه دهخداتتأن . [ ت َ ءُ ] (ع مص ) حیله و فریب کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تتأن صید؛ خدعه و فریب دادن آن چنانکه آمدن شکارچی گاه از این طرف و گاه از آن طرف .
تتاملغتنامه دهخداتتام . [ ت َ تام م ] (ع مص ) آمدن همه ٔ قوم و تمام شدن آنها. (از اقرب الموارد) (از قطرالمحیط). آمدن همه ٔ آنها و تمام شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). منه ا
تتأنلغتنامه دهخداتتأن . [ ت َ ءُ ] (ع مص ) حیله و فریب کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تتأن صید؛ خدعه و فریب دادن آن چنانکه آمدن شکارچی گاه از این طرف و گاه از آن طرف .
تتاملغتنامه دهخداتتام . [ ت َ تام م ] (ع مص ) آمدن همه ٔ قوم و تمام شدن آنها. (از اقرب الموارد) (از قطرالمحیط). آمدن همه ٔ آنها و تمام شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). منه ا