تبیینلغتنامه دهخداتبیین . [ ت َب ْ ] (ع مص ) هویدا شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). پیدا شدن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). پیدا و آشکار شدن . (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط)
defineدیکشنری انگلیسی به فارسیتعريف كردن، تعریف کردن، مشخص کردن، معین کردن، تعیین کردن، معنی کردن، معلوم کردن، متصف کردن، محدود کردن
اِسناد گرایشیdispositional attributionواژههای مصوب فرهنگستانتبیین هرگونه رفتاری که ناشی از عوامل روانشناختیِ زیربنایی است
کار اصطلاحشناسی تجویزی،واژهگزینی تجویزیprescriptive terminology work, normative terminology workواژههای مصوب فرهنگستانتبیین و تعـریف مفاهیم و اصطلاحات و معـادلها و طبقهبندی آنها با هدف استاندارسازی
تبیینلغتنامه دهخداتبیین . [ ت َب ْ ] (ع مص ) هویدا شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). پیدا شدن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). پیدا و آشکار شدن . (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط)