تبودکلغتنامه دهخداتبودک . [ ت َ دَ ] (ع اِ) دزی در ذیل قوامیس عرب آرد: همچنین با دال و ذال (تبوذک ) کسی که محتویات اندرون مرغان فروشد. و محیط المحیط گوید که این پارسی است . (دزی
تبوکلغتنامه دهخداتبوک . [ ت َ ] (اِخ ) نام قلعه ای در کنار قلزم که حضرت رسالت (ص ) از کفار گرفتند. (برهان ). حصنی است بر ساحل دریای قلزم . کذا فی عجائب البلدان . (شرفنامه ٔ منیر
تبوکفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوعی طبق چوبی: ◻︎ من فراموش نکردستم و نخواهم کرد / آن تبوک جو و آن تاوۀ اشنان تو را (منجیک: شاعران بیدیوان: ۲۱۸).
تبوذکیلغتنامه دهخداتبوذکی . [ ت َ ذَ ] (اِخ ) سمعانی آرد: ... ابوسلمةبن موسی بن اسماعیل التبوذکی المنقری از مردم بصره . وی از همام بن یحیی و حمادبن سلمة و بصریان روایت کرده و ابوخ
تئودکتلغتنامه دهخداتئودکت . [ ت ِ ءُ دِ ] (اِخ ) شاعر و نویسنده ٔ یونانی از شاگردان وپیروان ایسوقراطس (ایسوکرات ) و افلاطون و ارسطو بود.وی در حدود قرن چهارم قبل از میلاد در آتن در
تبادکانلغتنامه دهخداتبادکان . [ ت َ دَ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای هفت گانه ٔ بخش حومه ٔ وارداک شهرستان مشهد است . این دهستان در خاور شهر مشهد تا قسمت شمالی کوه قره سلطان واقع اس
تبوذکلغتنامه دهخداتبوذک . [ ت َ ذَ ] (ع اِ) تبودک . آنکه دل و روده و اندرون ماکیان را فروشد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به ماده ٔ قبل شود.
تبوکلغتنامه دهخداتبوک . [ ت َ ] (اِخ ) نام قلعه ای در کنار قلزم که حضرت رسالت (ص ) از کفار گرفتند. (برهان ). حصنی است بر ساحل دریای قلزم . کذا فی عجائب البلدان . (شرفنامه ٔ منیر
تبوکفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوعی طبق چوبی: ◻︎ من فراموش نکردستم و نخواهم کرد / آن تبوک جو و آن تاوۀ اشنان تو را (منجیک: شاعران بیدیوان: ۲۱۸).
تبوذکیلغتنامه دهخداتبوذکی . [ ت َ ذَ ] (اِخ ) سمعانی آرد: ... ابوسلمةبن موسی بن اسماعیل التبوذکی المنقری از مردم بصره . وی از همام بن یحیی و حمادبن سلمة و بصریان روایت کرده و ابوخ