تبهیملغتنامه دهخداتبهیم . [ ت َ ] (ع مص ) بی مادر چرانیدن بهم . (تاج المصادر بیهقی ). جدا کردن ستورریزگان را از مادرهای آنها بچرا. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)
تفهیم نامهواژهنامه آزادتفهیم نامه و یا «بریف»، توضیحاتی است مکتوب که شرحی کوتاه و جامع را دربارهٔ چیزی ارائه می دهد. از انواع تفهیم نامه در حیطه های گوناگون کسب و کار می توان به تفهیم
تبجیملغتنامه دهخداتبجیم . [ ت َ ] (ع مص ) خاموش ماندن از عجز بیان یا از ترس و بیم . || درنگ نمودن . || منقبض گردیدن . || تیز نگریستن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
تبلیملغتنامه دهخداتبلیم . [ ت َ ] (ع مص ) زشت کردن . (تاج المصادربیهقی ) (زوزنی ) (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط).زشت نمودن کار بر کسی . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاط