25 فرهنگ

1053 مدخل


تبلیغ

tabliq

۱. آگاه کردن دیگران از فایده‌های چیزی، کسی، یا عقیده‌ای: تبلیغ کالا، تبلیغ انتخاباتی، تبلیغ حزبی.
۲. رساندن خبر.

نمایاندن آگهی، آوازه گری، پیام رسانی، آگه

۱. آگهی، ابلاغ، اشاعه، پروپاگاند، ترویج
۲. ابلاغ کردن، رسانیدن
۳. اشاعه دادن، ترویج کردن

advertisement, canvass, plug, promotion, propaganda, publicity