تبعیدفرهنگ مترادف و متضاد۱. اخراج، جلای وطن، راندن، طرد، نفی بلد ۲. دور کردن، طرد کردن، راندن ۳. تغریب
تبعیدفرهنگ انتشارات معین(تَ) [ ع . ] (مص م .) 1 - دور کردن ، راندن . 2 - کسی را از شهر بیرون کردن ، به جاهای دوردست فرستادن .
تبعیدفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. بیرون کردن کسی از محل اقامت خود و به جای دیگر فرستادن، بهعنوان نوعی مجازات؛ نفی بلد.۲. دور کردن.
تبعید کردنلغتنامه دهخداتبعید کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تبعید. نفی بلد کردن . اخراج بلدکردن . کسی را جلای مکان یا وطن فرمودن . || (اصطلاح حقوقی ) نوعی مجازات ، چنانکه کسی را بنا