تبعیتلغتنامه دهخداتبعیت . [ ت َ ب َ ی ی َ ] (ع مص ) پیرو شدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). مأخوذ از تازی ؛ پیروی و متابعت و تقلید. (ناظم الاطباء). تابع و پیرو بودن . لفظ مذکور مص
تبعیتفرهنگ مترادف و متضاد۱. اقتفا، انقیاد، پیروی، تاسی، تمکین، متابعت، وابستگی، هواخواهی ≠ گردنکشی ۲. اطاعت کردن، پیروی کردن ۳. گردننهی، سرسپاری ≠ گردنکشی
تابعیتلغتنامه دهخداتابعیت . [ ب ِ عی ی َ ] (مص جعلی ، اِمص ) پیروی و اطاعت کردن . (فرهنگ نظام ). تابع بودن . پیرو بودن . || از رعایای یک ملک ودولت بودن . از تبعه ٔ مملکتی محسوب شد
تبتیتلغتنامه دهخداتبتیت . [ ت َ ] (ع مص ) توشه دادن کسی را. || نیک بریدن چیزی را. || بَت ّ یعنی طیلسان دادن کسی را. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). و منه حدیث علی رضی اﷲ عنه لق
عقلانیتrationalityواژههای مصوب فرهنگستانتبعیت از عقل و استدلال یا انتخاب اهداف معقول و وسایل متناسب با آن اهداف
ناعقلانیتirrationalityواژههای مصوب فرهنگستانعدم تبعیت از عقل و استدلال یا انتخاب اهداف نامعقول یا انتخاب وسایل نامتناسب با اهداف معقول
اخلاقناگرا۲amoralistواژههای مصوب فرهنگستانکسی که از اخلاق و ارزشهای آن تبعیت نمیکند و آن را نادیده میگیرد