طبزلغتنامه دهخداطبز. [ طَ ] (ع مص ) آرامش کردن با زن . (منتهی الارب ) (منتخب اللغات ) (شمس اللغات ).جماع کردن با زن . (قاموس ). || (اِ) پری هر چیزی . (منتهی الارب ) (منتخب اللغ
طبزلغتنامه دهخداطبز. [ طِ ] (ع ص ، اِ) سنگ بزرگ از کوه . (منتهی الارب ). || کرانه ٔ قویتر از کوه . (منتهی الارب ). جانب کوه . (شمس اللغات ). || شتر دوکوهانه . (منتهی الارب ) (م
تبزیللغتنامه دهخداتبزیل . [ ت َ ] (ع مص ) شکافتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). سوراخ کردن . (از اقرب الموارد).
تبزراقلغتنامه دهخداتبزراق . [ ] (ع اِ) دزی در ذیل قوامیس عرب این کلمه را مرادف تبزر، الختم ، بمعنی مُهر آورده است . (دزی ج 1 ص 140).
تبزیللغتنامه دهخداتبزیل . [ ت َ ] (ع مص ) شکافتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). سوراخ کردن . (از اقرب الموارد).
تبزراقلغتنامه دهخداتبزراق . [ ] (ع اِ) دزی در ذیل قوامیس عرب این کلمه را مرادف تبزر، الختم ، بمعنی مُهر آورده است . (دزی ج 1 ص 140).