تبریزیفرهنگ انتشارات معین( ~.) (ص نسب .) 1 - اهل تبریز. 2 - (اِ.) درختی شبه صنوبر با تنة راست و بلند که رنگ پوست و چوبش سفید می باشد و بلندی اش تا 20 متر می رسد.
تبریزیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. از مردم تبریز.۲. تهیهشده در تبریز.۳. (اسم) (زیستشناسی) = سپیدار
تبریزیلغتنامه دهخداتبریزی . [ ت َ] (اِخ ) نام جامعی است در کرمان . حمداﷲ مستوفی در تعیین ولایت کرمان ... آرد: ... جامع تبریزی را تورانشاه سلجوقی ساخت . (نزهةالقلوب چ گای لیسترانج
تبریزیلغتنامه دهخداتبریزی . [ ت َ ] (اِخ ) محمد الحنفی . او راست : میزان الادب . (از معجم المطبوعات چ مصر ج 1 ستون 628).
تبریزیانلغتنامه دهخداتبریزیان . [ ت َ ] (اِ) ج ِ تبریزی . مردم تبریز. آنانکه از تبریزند : شمس مگو مفخر تبریزیان هر که بمرد از دو جهان او نمرد. مولوی .رجوع به تبریز شود.
حجةالاسلام تبریزیلغتنامه دهخداحجةالاسلام تبریزی . [ ح ُج ْ ج َ تُل ْ اِ م ِ ت َ ] (اِخ ) میرزا محمدتقی بن ملامحمد مامقانی الاصل تبریزی المولد والمسکن متخلص به «نیر» و مشهور به حجةالاسلام از
حجةالاسلام تبریزیلغتنامه دهخداحجةالاسلام تبریزی . [ ح ُج ْج َ تُل ْ اِ م ِ ت َ ] (اِخ ) حسین بن محمدبن الحسین التبریزی الممقانی . پسر بزرگ حجةالاسلام ملامحمد ممقانی تبریزی و از علمای مشهور ش
حجةالاسلام تبریزیلغتنامه دهخداحجةالاسلام تبریزی . [ ح ُج ْ ج َ تُل ْ اِ م ِ ت َ ] (اِخ ) میرزا اسماعیل پسر سوم حجةالاسلام آخوند ملامحمد ممقانی بن الحسین التبریزی الممقانی است . پس از برادرش
تبریزیانلغتنامه دهخداتبریزیان . [ ت َ ] (اِ) ج ِ تبریزی . مردم تبریز. آنانکه از تبریزند : شمس مگو مفخر تبریزیان هر که بمرد از دو جهان او نمرد. مولوی .رجوع به تبریز شود.
حجةالاسلام تبریزیلغتنامه دهخداحجةالاسلام تبریزی . [ ح ُج ْ ج َ تُل ْ اِ م ِ ت َ ] (اِخ ) میرزا محمدتقی بن ملامحمد مامقانی الاصل تبریزی المولد والمسکن متخلص به «نیر» و مشهور به حجةالاسلام از
حجةالاسلام تبریزیلغتنامه دهخداحجةالاسلام تبریزی . [ ح ُج ْج َ تُل ْ اِ م ِ ت َ ] (اِخ ) حسین بن محمدبن الحسین التبریزی الممقانی . پسر بزرگ حجةالاسلام ملامحمد ممقانی تبریزی و از علمای مشهور ش
حجةالاسلام تبریزیلغتنامه دهخداحجةالاسلام تبریزی . [ ح ُج ْ ج َ تُل ْ اِ م ِ ت َ ] (اِخ ) میرزا اسماعیل پسر سوم حجةالاسلام آخوند ملامحمد ممقانی بن الحسین التبریزی الممقانی است . پس از برادرش