تبارکلغتنامه دهخداتبارک . [ ت َ رَ ] (اِ مصغر) مصغر تبار است بمعنی اهل و دودمان و آوردن کلمات مصغر به معانی مختلف تصغیر و گاه برای ملاحت کلام و ظرافت تعبیر در آثار مولانا و معارف
تبارکلغتنامه دهخداتبارک . [ ت َ رَ ] (اِخ ) نام سوره ای قرآنی . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). نام سوره ٔ ملک است که با کلمه ٔ تَبارَک َ (تبارک الذی بیده الملک و هو علی کل شی ٔ) آغاز
تبارکلغتنامه دهخداتبارک . [ ت َ رُ ] (ع مص ) فال نیک گرفتن بچیزی . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || بلند شدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی
تبارکفرهنگ انتشارات معین(تَ رَ) [ ع . ] (مص ل .) 1 - فال نیک گرفتن به چیزی . 2 - بابرکت شدن . 3 - خجسته گردیدن . ؛~الله پاک و منزه است خداوند (برای بیان تحسین یا تعجب شدید نسبت به ک
تبارک الغتنامه دهخداتبارک ا. [ ت َ رَکَل ْ لاه ] (ع جمله ٔ فعلیه ، صوت مرکب ) پاک و منزه است خدا. (از اقرب الموارد)(از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). گفته اند که این صف
تبارک اسمهلغتنامه دهخداتبارک اسمه . [ ت َ رَ کَس ْ م ُه ْ ] (ع جمله ٔ فعلیه ) در مورد باری تعالی بکار رود، یعنی پاک و منزه است نام او (خدا)، بزرگ و پاک است نام او : از بهر خدای تبارک
تبارک و تعالیلغتنامه دهخداتبارک و تعالی . [ت َ رَ ک َ وَ ت َ لا ] (ع جمله ٔ فعلیه ٔ دعائیه ) بزرگ است و برتر است ، در مورد باری تعالی بکار رود : در حالتی که دهند بشارت او را به آمرزش واص
تبارک الغتنامه دهخداتبارک ا. [ ت َ رَکَل ْ لاه ] (ع جمله ٔ فعلیه ، صوت مرکب ) پاک و منزه است خدا. (از اقرب الموارد)(از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). گفته اند که این صف
تبارک اسمهلغتنامه دهخداتبارک اسمه . [ ت َ رَ کَس ْ م ُه ْ ] (ع جمله ٔ فعلیه ) در مورد باری تعالی بکار رود، یعنی پاک و منزه است نام او (خدا)، بزرگ و پاک است نام او : از بهر خدای تبارک
تبارک و تعالیلغتنامه دهخداتبارک و تعالی . [ت َ رَ ک َ وَ ت َ لا ] (ع جمله ٔ فعلیه ٔ دعائیه ) بزرگ است و برتر است ، در مورد باری تعالی بکار رود : در حالتی که دهند بشارت او را به آمرزش واص
تخت و تبارکلغتنامه دهخداتخت و تبارک . [ ت َ ت ُ ت َ رَ] (ق مرکب ، از اتباع ) با تمام استراحت خیال . آسوده و بری از تشویش : درویش سبحان دو دست را ازپشت روی هم زیر سر گذاشت و تخت و تبارک