تایملغتنامه دهخداتایم . (انگلیسی ، اِ) زمان .فرصت . وقت . این کلمه انگلیسی است و در بازیهای ورزشی و جز آن در زبان فارسی متداول شده است : هاف تایم .
طعیملغتنامه دهخداطعیم . [ طَ ] (ع ص ) جزورٌ طعیم ٌ؛ شتر کشتنی که نه لاغر باشد نه فربه . (منتهی الارب ). یقال : جزورٌ طعوم ٌ و طعیم ٌ؛ ای بین الغث و السمین . (مهذب الاسماء).
تأیملغتنامه دهخداتأیم . [ ت َ ءَی ْ ی ُ ] (ع مص ) بیوه شدن . (زوزنی ). ناکدخدا ماندن . (آنندراج ). تأیم زن از شوی ؛ بیوه گردیدن از او. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). تأ
تایم اوتفرهنگ انتشارات معین(یْ اُ تْ) [ انگ . ] (اِ.) توقف بازی یا مسابقه برای مدتی کوتاه با اعلام داور و درخواست مربی به منظور تذکر نکات فنی به بازیکنان ، درنگ . (فره ).
تایماسلغتنامه دهخداتایماس . (اِخ ) یکی از پنج تن سران تاتار بود. وی و تاینال در جنگ باجلال الدین خوارزمشاه بسال 625 هَ . ق . مهتر ایشان بودند. رجوع به تاریخ مغول اقبال ص 122 و تای
تایمزلغتنامه دهخداتایمز. (اِخ ) تامیز. تامیسه . شطی است در بریتانیای کبیر که از «کوستولد هیلز» سرچشمه گیرد و بدریای شمال وارد شود. این شط که بزرگترین و اصلی ترین رودهای انگلستان
تأیملغتنامه دهخداتأیم . [ ت َ ءَی ْ ی ُ ] (ع مص ) بیوه شدن . (زوزنی ). ناکدخدا ماندن . (آنندراج ). تأیم زن از شوی ؛ بیوه گردیدن از او. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). تأ
تایماسلغتنامه دهخداتایماس . (اِخ ) یکی از پنج تن سران تاتار بود. وی و تاینال در جنگ باجلال الدین خوارزمشاه بسال 625 هَ . ق . مهتر ایشان بودند. رجوع به تاریخ مغول اقبال ص 122 و تای
تایمزلغتنامه دهخداتایمز. (اِخ ) تامیز. تامیسه . شطی است در بریتانیای کبیر که از «کوستولد هیلز» سرچشمه گیرد و بدریای شمال وارد شود. این شط که بزرگترین و اصلی ترین رودهای انگلستان
تایمزلغتنامه دهخداتایمز. (اِخ ) شط ساحلی «کُنِّکتیکوت » در ایالات متحده ٔ امریکا که وارد اقیانوس اطلس شود و «کینه بانگ » و «شِتوکِت » و «یانتیو» را مشروب سازد و 250هزار گز طول دا
تایمزلغتنامه دهخداتایمز. (اِخ ) رودی است به کانادا (اُنتاریو) که وارد دریاچه ٔ «سن کلِر» میشود و در میان دریاچه های «هورون » و «اِریه » واقع است و لندن (کانادا) را مشروب سازد و د