تایملغتنامه دهخداتایم . (انگلیسی ، اِ) زمان .فرصت . وقت . این کلمه انگلیسی است و در بازیهای ورزشی و جز آن در زبان فارسی متداول شده است : هاف تایم .
طعیملغتنامه دهخداطعیم . [ طَ ] (ع ص ) جزورٌ طعیم ٌ؛ شتر کشتنی که نه لاغر باشد نه فربه . (منتهی الارب ). یقال : جزورٌ طعوم ٌ و طعیم ٌ؛ ای بین الغث و السمین . (مهذب الاسماء).
تأیملغتنامه دهخداتأیم . [ ت َ ءَی ْ ی ُ ] (ع مص ) بیوه شدن . (زوزنی ). ناکدخدا ماندن . (آنندراج ). تأیم زن از شوی ؛ بیوه گردیدن از او. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). تأ
تایم اوتفرهنگ انتشارات معین(یْ اُ تْ) [ انگ . ] (اِ.) توقف بازی یا مسابقه برای مدتی کوتاه با اعلام داور و درخواست مربی به منظور تذکر نکات فنی به بازیکنان ، درنگ . (فره ).
تأیملغتنامه دهخداتأیم . [ ت َ ءَی ْ ی ُ ] (ع مص ) بیوه شدن . (زوزنی ). ناکدخدا ماندن . (آنندراج ). تأیم زن از شوی ؛ بیوه گردیدن از او. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). تأ