تا کیلغتنامه دهخداتا کی . [ ک َ / ک ِ] (ق مرکب ) کلمه ٔ استفهام . تا چه زمان و تا چه وقت .(ناظم الاطباء). از ادوات استفهام مرکب : چنین گوینده ای در گوشه تا کی ؟سخندانی چنین بی تو
تاکی مزاجلغتنامه دهخداتاکی مزاج . [ م ِ ] (ص مرکب ) آنکه یا آنچه دارای مزاج تاک باشد. شراب مزاج . انگورمزاج : خلی نه آخر از خم تا کی مزاج چرخ کانجا مرا نخست قدم بر سر خم است .خاقانی
تاکیدفرهنگ مترادف و متضاد۱. ابرام، اصرار، اصرارورزی، پافشاری، پیله، سماجت ۲. تصریح، سفارش ۳. استوار کردن ۴. موکد ساختن ۵. محکمکاری، استوارسازی
تاکید کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. اصرارورزیدن، ابرام کردن، پافشاری کردن، پایفشردن، پیله کردن، سماجت ورزیدن ۲. موکد ساختن، استواری بخشیدن
تاکی مزاجلغتنامه دهخداتاکی مزاج . [ م ِ ] (ص مرکب ) آنکه یا آنچه دارای مزاج تاک باشد. شراب مزاج . انگورمزاج : خلی نه آخر از خم تا کی مزاج چرخ کانجا مرا نخست قدم بر سر خم است .خاقانی