تاک نشانفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهآنکه درخت انگور میکارد: ◻︎ بودم آن روز در این میکده از دردکشان / که نه از تاک نشان بود و نه از تاکنشان (جامی: ۴۰۱).
تاک نشانلغتنامه دهخداتاک نشان . [ ن ِ ] (نف مرکب ) که تاک نشاند. تاک نشاننده . رزبان . کشاورز تاک . کشت کننده ٔ رز : بودم آن روز من از طایفه ٔ دردکشان که نه از تاک نشان بود و نه از
تکدرختواژهنامه آزاد(تاک درخت) نام مکانی است که درمحل تقاطع جاده اصلی بروجرد به اشترینان (پانزده کیلومتری بروجرد ) به سمت روستای بندیزه قراردارد و در سالهای قبل از 1345 هجری شمسی م
تاک نشانفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهآنکه درخت انگور میکارد: ◻︎ بودم آن روز در این میکده از دردکشان / که نه از تاک نشان بود و نه از تاکنشان (جامی: ۴۰۱).