تأکیدالذم بمایشبه المدحلغتنامه دهخداتأکیدالذم بمایشبه المدح . [ ت َءْ دُذْ ذَم ْ م ِ ب ِ ی ُ ب ِ هَُل ْ م َ ] (ع اِ مرکب ) صاحب آنندراج بنقل از مطلعالسعدین وارسته آرد: مقابل است به تأکیدالمدح بم
تأکیدالمدح بمایشبه الذملغتنامه دهخداتأکیدالمدح بمایشبه الذم . [ ت َءْ دُل ْ م َ ح ِ ب ِ ی ُ ب ِ هُذْ ذَم م ] (ع اِ مرکب ) صاحب آنندراج بنقل از مطلع السعدین وارسته آرد: آن چنان است که محبوبی یا مم
دامت تأییداتهلغتنامه دهخدادامت تأییداته . [ م َ ت َ ت ُه ْ ] (ع جمله ٔ فعلیه ٔ دعایی ) بردوام باد تأییدات او.
سکتهدارsyncopatedواژههای مصوب فرهنگستانجمله، عبارت، انگاره، تم یا قطعهای که در آن جابهجایی تأکیدات ضربها صورت گرفته است
تواکیدلغتنامه دهخداتواکید. [ ت َ ] (ع اِ) دوالها که بدان کوهه ٔ زین بندند. «تآکید» بالهمزة کذلک . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ظاهراً مانند تعاشیب م
مؤکدلغتنامه دهخدامؤکد. [ م ُ ءَک ْ ک َ ] (ع ص ) استوارشده . (منتهی الارب ). استوارکرده شده و محکم بسته شده . (ناظم الاطباء). استوار. (ناظم الاطباء) (زمخشری ). سخت . (زمخشری ).
ربالغتنامه دهخداربا. [ رِ ] (ع اِ) سود. (لغت محلی شوشتر) (از برهان ). ربوا [ رِ با ]. نفع زر. (لغت محلی شوشتر) (از برهان ). بیشی ، یعنی به نسیه خریدن و فزون گرفتن در وام و بیع.