تأوینلغتنامه دهخداتأوین . [ ت َءْ ] (ع مص ) علف و آب خوردن خر تا شکمش درآکنده شود. همچون «اَون ». (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). سیر خوردن ستور آب و علف را چنانکه دو کناره
تامینفرهنگ مترادف و متضاد۱. امان، امنیت، ایمنسازی ۲. آمادهسازی، فراهمسازی، بسیج، تحصیل، تدارک، ترتیب، تهیه ۳. آمینگویی ۴. امن کردن، ایمن ساختن، ایمن کردن ۵. امنیتدادن، اطمینان دادن ۶. آ
تامین کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. برآورده کردن، پاسخگو بودن اجابت کردن، برآوردن ۲. آماده کردن، فراهم ساختن، مهیا ساختن ۳. فراهم آوردن ۴. تارک دیدن، تهیه کردن ۵. امن ساختن، ایمن کردن ۶. حفظ کر
ناراینلغتنامه دهخداناراین . [ ی َ ] (اِخ ) از قلاع هندوستان بوده که به دست سلطان محمود غزنوی گشوده شد. مؤلف تاریخ دیالمه و غزنویان آرد: سلطان محمود پس از فتح قلعه ٔ بهم نغز به غز
تأونلغتنامه دهخداتأون . [ ت َ ءَوْ وُ ] (ع مص ) لغت نویسان عرب این فعل را در مورد خر بکار برده اند و معنی آن ، علف و آب خوردن خر است تا شکمش مانند «اون » درآگنده شود . رجوع به