تأریقلغتنامه دهخداتأریق . [ ت َءْ ] (ع مص ) بی خواب کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (اقرب الموارد) (زوزنی ).بیدار داشتن کسی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
تاریفرهنگ مترادف و متضاد۱. تاریکی، ظلمت، ظلمانی ۲. تیرگی، کبودی ۳. انحراف، گمراهی ۴. کژی، نادرستی ۵. پلید، ناپاک ۶. تاربن
تاریخفرهنگ مترادف و متضاد۱. تاریخچه، تذکره، سرگذشت، وقایع ۲. خداینامه، شاهنامه، سیرالملوک ۳. سابقه ۴. زمان، مورخه، وقت، زمان وقوع ۵. کتاب رویدادهای گذشته، تاریخنامه ۶. تقویم، گاهشماری ۷
مؤرقلغتنامه دهخدامؤرق . [ م ُ ءَرْ رِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از تأریق . مُؤْرِق . بیداردارنده کسی را. بیدارنگاهدارنده و بازدارنده از خواب . (ناظم الاطباء).
مؤرقلغتنامه دهخدامؤرق . [ م ُ ءَرْ رَ ] (ع ص ) نعت مفعولی از تأریق .بیدارداشته شده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بازداشته شده از خواب و بیدار نگاهداشته شده . (ناظم الاطباء).
اسهارلغتنامه دهخدااسهار. [ اِ ] (ع مص ) بیدار داشتن . (منتهی الارب ). بیدار گردانیدن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). بیدار کردن . بی خواب کردن . تأریق .