تاویسیلغتنامه دهخداتاویسی . (اِخ ) تیره ای از ایل طیبی شعبه ٔ لیراوی (از ایلات کوه گیلویه ٔ فارس ). (جغرافیای سیاسی کیهان ص 98).
تاورسیوملغتنامه دهخداتاورسیوم . [ رِ ] (اِخ ) در خطه ٔ قدیم «مسیا» قصبه ای است که موطن امپراتور ژوستین بود. (از قاموس الاعلام ترکی ).
تاویستوقلغتنامه دهخداتاویستوق . (اِخ ) تلفظ ترکی تاویستوک . رجوع به تاویستوک و قاموس الاعلام ترکی شود.
تاویستوکلغتنامه دهخداتاویستوک . [ ت ُ ] (اِخ ) شهری است به انگلستان و 4800 تن سکنه دارد. موطن سرفرانسیس دریک دریاسالار معروف و مورد توجه ملکه الیزابت است . صومعه ٔ ویرانی که متعلق ب
طیبیلغتنامه دهخداطیبی . [ طَی ْ ی ِ ] (اِخ ) ناحیه ٔ ایل طیبی ، از ایلات لیراوی کوه و در شماره نزدیک به دوهزار خانوار باشند و بر چندین تیره قسمت شده اند: اولاد تاج طیب ، تاحسین
توشلغتنامه دهخداتوش . (اِ) به زبان پهلوی طاقت بود. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 216). به معنی تاب و طاقت و توانائی باشد. (برهان ) (ناظم الاطباء). طاقت . (فرهنگ جهانگیری ). توانائی ک
تاورسیوملغتنامه دهخداتاورسیوم . [ رِ ] (اِخ ) در خطه ٔ قدیم «مسیا» قصبه ای است که موطن امپراتور ژوستین بود. (از قاموس الاعلام ترکی ).
تاویستوقلغتنامه دهخداتاویستوق . (اِخ ) تلفظ ترکی تاویستوک . رجوع به تاویستوک و قاموس الاعلام ترکی شود.