تاولفرهنگ فارسی عمید / قربانزادههر نوع برآمدگی که در اثر سوختگی یا ساییده شدن در پوست بدن بهوجود میآید و روپوست از لاپوست جدا میشود و مایعی در میان آن دو جمع میشود.
طاوللغتنامه دهخداطاول . [ وِ / وَ ] (اِ) تاول . آبله ای باشد که بسبب سوختن یا کار کردن بر اعضا و دست و پا بهم رسد. برآمدگی پوست از سوختگی . آبله . برآمدگی جلد بکیفیتی که زیر آن
تاوَلگویش خلخالاَسکِستانی: puvra دِروی: tələsm/ pil شالی: kuzâvələ کَجَلی: teles کَرنَقی: tələss کَرینی: bovla کُلوری: guzâvələ گیلَوانی: talas/ guzâvələ لِردی: voʔli
تاوَلگویش کرمانشاهکلهری: tu:qâwl̆a گورانی: tu:qel̆a سنجابی: tu:qâl̆a کولیایی: tu:qel̆a زنگنهای: tu:qâl̆a جلالوندی: tu:qâl̆a زولهای: tu:qâl̆a کاکاوندی: tu:qâl̆a هوزمانوندی: tu:q
تأوللغتنامه دهخداتأول . [ ت َ ءَوْوُ ] (ع مص ) بتأویل کردن . (زوزنی ). تأول کلام ؛ اول کلام است . (منتهی الارب ) (از قطر المحیط). بیان کردن آنچه سخن به او بازگردد. (آنندراج )